عامل /ɒːmæl/ Noun

English
factor
中文
因素

Example

  • چاقی یک عاملِ (ریسک/خطر) اصلی برای بیماری قلبی است.
  • Obesity is a major risk factor for heart disease.
  • در اینجا «عامل» به خوبی نقش محرک را می‌رساند.