آیین /ɒːˈjiːn/ NounEnglishritual中文仪式感Exampleقبیله برای تضمین برداشت خوب، آیینِ باستانیِ شکرگزاری را به جا آوردند.The tribe performed an ancient ritual to ensure a good harvest.استفاده از 'به جا آوردن' برای اعمال رسمی بسیار رایج است.