پرت کردن /pært kærdæn/ Verb

English
toss
中文

Example

  • کتش را روی صندلی [انداخت].
  • She tossed her coat onto the chair.
  • استفاده از «انداختن» حس رها کردن سریع و بدون دقت را منتقل می‌کند.