مرتب کردن /morættæb kær dæn/ VerbEnglisharrange中文安排Exampleلطفاً پروندهها را بر اساس تاریخ [تنظیم کردن / مرتب کردن / سازمان دادن]؛ این کار به ما کمک میکند.Please arrange the files by date.استفاده از «تنظیم کردن» برای اسناد رایج است.