پخته /poxte/ Adjective

English
mature
中文
成熟

Example

  • رفتارِ ژاله برای سن‌اش بسیار **بالغانه** است.
  • Jane is very mature for her age.
  • استفاده از پسوند 'انه' برای ساختن صفت از اسم.