بسیج کردن /bæsiːdʒ kær dæn/ فعلEnglishmobilize中文动员Exampleاتحادیه کارگران هزاران کارگر را برای اعتصاب [بسیج کرد].The union mobilized thousands of workers for the strike.این کاربرد بسیار رایج است و حس سازماندهی جمعی دارد.