بسکتبال /bæsketbɒːl/ NounEnglishbasketball中文篮球Exampleاو از ده سالگی مشغولِ «بسکتبال» بازی کردن است.She has been playing basketball since she was ten.استفاده از ساختار استمراری برای نشان دادن تداوم.