جمع کردن /dʒæm kærˈdæn/ VerbEnglishpack中文打包Exampleمن هنوز چمدانم را «بستن» (بستن / جمع کردن / چیدن) نکردهام.I haven't packed my suitcase yet.بستن رایجترین و خنثیترین انتخاب است.