بازنشسته /bɒːznæʃæsteh/ AdjectiveEnglishretired中文退休Exampleپدرِ [بازنشسته] من روزهایش را به ماهیگیری میگذراند.My retired father spends his days fishing.بازنشسته در اینجا صفت برای 'پدر' است و کاملاً طبیعی است.