مستقر کردن /mostæɣær kær dæn/ فعلEnglishdeploy中文部署Exampleدولت برای کنترل اوضاع، نیروهای امنیتی بیشتری را در مرکز شهر [به کار بست].The government deployed extra police to the city center.اینجا حسِ اعزام و استفادهی تاکتیکی مد نظر است.