اذعان کردن /ez.ɒːn kær.dæn/ Verb
- English
- acknowledge
- 中文
- 承认
Example
- او از پذیرفتنِ نیاز به اصلاح سر باز میزند. (او از [به رسمیت شناختن] نیاز به اصلاح سر باز میزند.)
- She refuses to acknowledge the need for reform.
- در اینجا، «پذیرفتن» بار معنایی قویتری دارد.