چاق /tʃɒːq/ Adjective
- English
- fat
- 中文
- 胖 (pàng)
Example
- گربه پس از خوردن بیش از حد خوراکیها، چاق شدِ (دچار فربهی گشت / سنگین شد).
- The cat grew fat after eating too many treats.
- در فرهنگ ایرانی، اشاره مستقیم به چاقی گاهی حساس است و از کلمات ملایمتر استفاده میشود.