کلاسیک /kelɑːˈsik/ Adjective

English
classical
中文
古典

Example

  • او یک پیانیستِ **کلاسیک**ِ جهانی است. (پیانیستِ / اصیل / سنتی)
  • He is a world-renowned classical pianist.
  • کلاسیک در اینجا به موسیقی جدی اشاره دارد.