مشتری /moʃtæˈriː/ Noun

English
client
中文
客户

Example

  • وکیل با مُوَکِّلِ خود برای بررسی پرونده دیدار کرد.
  • The lawyer met with her client to discuss the case.
  • در حوزه حقوقی، «مُوَکِّل» بسیار رایج‌تر است.