جزئیات /dʒozʔijːɒːt/ NounEnglishdetail中文细节Exampleاو هر جزئیاتِ (نکاتِ ریز / تمامِ موارد / همه چیز) آن گفتگو را به یاد آورد.He remembered every detail of the conversation.در فارسی، یادآوریِ جزئیات نشان از دقت و اهمیت دادن به شنونده دارد.