چشم‌انداز /tæʃmænˈdɒːz/ Noun

English
outlook
中文
前景

Example

  • سفر، **نگرشِ** انسان را به زندگی گسترش می‌دهد.
  • Travel broadens your outlook.
  • در اینجا 'نگرش' بهترین معادل برای دیدگاه کلی است.