فرد /fær-d/ AdjectiveEnglishindividual中文个人Exampleما اجزای فردی موتور را بررسی کردیم. (تکتک / مجزا / منفرد) — ما اجزای موتور را بررسی کردیم.We analyzed the individual components of the engine.استفاده از 'فردی' در اینجا بسیار رایج و مدرن است.