قایقرانی بادبانی /ɢɒːjeɢrɒːniː-je bɒːdbɒːniː/ Noun

English
sailing
中文
帆船运动

Example

  • تصمیم گرفتیم برای [قایقرانی] در دریاچه برویم.
  • We decided to go sailing on the lake.
  • قایقرانی در اینجا به معنای فعالیت تفریحی است.