متواری شدن /motavɒːriː ʃodæn/ فعلEnglishabscond中文潜逃Exampleمظنون [گریز کرد] (متواری شد / رخت بربست) با اسناد سرقتی.The suspect absconded with the stolen documents.استفاده از «رخت بربستن» لحنی ادبیتر و سریعتر دارد.