همراهی کردن /hæmrɒːhiː kær dæn/ فعل

English
accompany
中文
陪伴

Example

  • همسرش او را در سفر کاری [همراهی کرد].
  • His wife accompanied him on the business trip.
  • رایج‌ترین و خنثی‌ترین کاربرد برای افراد.