هزینه /hæziːˈne/ NounEnglishexpenditure中文支出Exampleدولت در تلاش است تا هزینهکردِ نظامی را مهار کند. (تحلیلِ میزانِ صرفِ مالی)The government is trying to curb military expenditure.استفاده از «مهار کردن» برای کنترل هزینهها بسیار رایج است.