حکم /hokm/ NounEnglishverdict中文定论Exampleهیئت منصفه پس از تنها دو ساعت، **حُکم** گناهکاری را صادر کرد. (رأی دادگاه / قضاوت نهایی)The jury returned a guilty verdict after only two hours.استفاده از «صادر کردن» برای حکم، بسیار طبیعی است.