جمع شدن /dʒæm ʃoˈdæn/ VerbEnglishgather中文聚集Exampleجمع شدنِ جمعیتِ مشتاق، بهزودی کنار استادیوم، تماشایی بود.A crowd soon gathered outside the stadium.استفاده از «جمع شدن» برای اشاره به انبوه مردم.