کسلکننده /kæ.sæl.konæn.dɛ/ AdjectiveEnglishdull中文枯燥Exampleزندگی در یک شهر کوچک میتواند بهشدت خستهکننده [ملالآور / بیروح / کسلکننده] باشد.Life in a small town could be deadly dull.تأکید بر تکرار و فقدان محرکهای جدید.