خودمختاری /xod.mox.tɒːˈriː/ Noun

English
autonomy
中文
自主权

Example

  • به منطقهٔ مورد نظر، میزان محدودی از خودمختاری را توسط دولت مرکزی واگذار کردند.
  • The region was granted limited autonomy by the central government.
  • استفاده از «واگذار کردن» برای اعطای حق، بسیار رایج است.