مجاور /moʒɒːvæɾ/ Adjective

English
adjacent
中文
邻近

Example

  • هواپیماها در باندهایِ **مجاور** فرود آمدند.
  • The planes landed on adjacent runways.
  • مجاور در اینجا حسِ تماس یا نزدیکیِ مستقیم را می‌رساند.