مسابقه /mosɒːˈɢæ/ Noun

English
racing
中文
竞速

Example

  • او عادت داشت بعدازظهرها تماشای [مسابقه] را در تلویزیون ببیند.
  • He used to watch the racing on TV in the afternoons.
  • مسابقه در اینجا به معنای رویداد است.