روششناسی /ræveʃ.ʃenɒːˈjiː/ Noun
- English
- methodology
- 中文
- 方法论
Example
- شرکت، روششناسیِ چابک (Agile) را برای توسعهٔ نرمافزار پذیرفت.
- The company adopted a new agile methodology for software development.
- استفاده از «روششناسی» در فضای استارتاپی بسیار رایج است.