میمون /mejˈmuːn/ Noun

English
monkey
中文
猴子

Example

  • میمونِ بازیگوش از شاخهٔ درخت بالا پرید.
  • The monkey climbed the tree quickly.
  • استفاده از اضافهٔ طبیعی برای اتصال صفت به اسم.