مخالفت /moxɒːfæˈt/ Noun

English
opposition
中文
反对

Example

  • مخالفت اصلی از سوی بدنهٔ دانشجویان بود.
  • Opposition came primarily from the student body.
  • استفاده از «مخالفت» برای اشاره به گروهی از افراد.