مداخله /modɒːxɛlɛ/ NounEnglishintervention中文干预Exampleمداخلهٔ دولت در بازار مسکن بحثبرانگیز بود. (ورود / دخالت / اقدام)The government's intervention in the housing market was controversial.«مداخله» بار رسمیتری دارد و برای بازار مناسب است.