مساعد /moˈsɒːʔɛd/ AdjectiveEnglishfavourable中文有利的Exampleاو تأثیری خوشایند بر والدین همسرش گذاشت. (تأثیرِ خوشایندِ او بر والدینِ همسرش)She made a favourable impression on his parents.استفاده از 'خوشایند' برای تأثیرات اجتماعی بسیار رایج است.