نقره /noɢre/ Adjective

English
silver
中文

Example

  • او یک ماشین نقره‌ای (سیمین / نقره‌فام) شیک راند.
  • She drove a sleek silver car.
  • نقره‌ای رایج‌ترین و مدرن‌ترین انتخاب است.