نقش کلیدی داشتن /næɣʃ-e kelidiː dɒːʃtæn/ Adjective
- English
- instrumental
- 中文
- 起关键作用的
Example
- نرمافزار جدید در [نقش اساسی داشتن] سادهسازی جریان کار ما.
- The new software was instrumental in streamlining our workflow.
- در اینجا، 'نقش اساسی داشتن' جایگزین طبیعی و فاخر است.