نظارت کردن /nezɒːɾæt kæɾdæn/ Verb

English
oversee
中文
监督

Example

  • سازمان ملل متحد بر انتخابات آتی کشورها [نظارت خواهد کرد].
  • The UN will oversee the upcoming national elections.
  • این کاربرد رسمی و رایج در اخبار است.