افتادن /oftɒːdæn/ Verb
- English
- fall
- 中文
- 跌落
Example
- باران به طور پیوسته (به آرامی / مداوم / یکنواخت) تمام بعد از ظهر میبارید.
- The rain was falling steadily all afternoon.
- در فارسی، برای باران از فعل «باریدن» استفاده میکنیم که خود مفهوم افتادن را دارد.