کوتاه آمدن /kuːtɒːh ɒːmædæn/ VerbEnglishconcede中文让步Example«بد نیست،» او با اکراه [پذیرفتن] (اقرار کردن / تن دادن / تسلیم شدن) را بر زبان آورد.‘Not bad,’ she conceded grudgingly.استفاده از «اقرار کردن» در اینجا لحن اعتراف را تقویت میکند.