ساکن بودن /sɒːken-buːdæn/ Verb
- English
- reside
- 中文
- 居住
Example
- او چهل سال است که در همین خانه سکونت دارد. (اقامت گزیدن / ساکن بودن / ماندن)
- He has resided in the same house for forty years.
- استفاده از «سکونت داشتن» برای تأکید بر استمرار زندگی در یک مکان.