آدم‌ربایی /ɒːdæmɾobɒːjiː/ Verb

English
kidnap
中文
绑架

Example

  • شورشیان دو خبرنگار خارجی را «ربودند» (دزدیدند / به زور بردند) — این عمل، یک اقدام سیاسی بود.
  • The rebels kidnapped two foreign journalists.
  • ربودن بار جدی‌تری نسبت به دزدیدن دارد.