سردرگمی /særdærɡoˈmiː/ NounEnglishconfusion中文困惑Exampleاعلامیه، حجم زیادی از **سردرگمی** را به وجود آورد.The announcement caused a lot of confusion.در اینجا «به وجود آوردن» برای «ایجاد کردن» استفاده شده است.