صرفاً /særfæn/ Adverb

English
purely
中文
纯粹

Example

  • این کار را **صرفاً** به خاطر تجربه انجام دادم.
  • I did it purely for the experience.
  • تأکید بر انگیزه درونی و عدم وجود منفعت بیرونی.