خجالت /xeʒɒːlæt/ NounEnglishembarrassment中文尴尬Exampleرنگِ صورتش از شدتِ **شرمندگی** سرخ شد.She turned red with embarrassment.استفاده از «سرخ شدن» یک تصویرسازی قوی و رایج است.