سیلی /siːliː/ VerbEnglishslap中文扇耳光Exampleاو محکم به صورتش [سیلی زد] (زدن / نواختن / کفدستی زدن) — از: She slapped his face hard.She slapped his face hard.رایجترین و مستقیمترین بیان است.