شناور بودن /ʃenɒːvɑːr buːdæn/ فعلEnglishdrift中文漂流Exampleابرها در آسمانِ شامگاه به آرامی [سُر میخوردند].Clouds drifted across the evening sky.استفاده از 'سُر خوردن' حس حرکت نرم و بدون تلاش را منتقل میکند.