تکاندهنده /tækɒːn dæhændɛ/ AdjectiveEnglishmoving中文感人Exampleدیدار از یادبود، تجربهای بسیار تأثیرگذار بود. (تأثیرگذار / تکاندهنده / احساسی)It was a deeply moving experience to visit the memorial.استفاده از «بسیار» برای تقویت صفت رایج است.