تأمین /tæʔmiːn/ NounEnglishsupply中文供应Exampleپیشرفتها در کشاورزی، **تأمینِ** غذای مردم را افزایش داد. (تأمین / ذخیره / موجودی)Advances in agriculture increased the food supply.تأمین در اینجا حسِ کلیِ فراهمسازی را دارد.