تبلیغ کردن /tæbliːɣ kær dæn/ VerbEnglishpromote中文推广Exampleگروه موسیقی برای «رواج دادن» آخرین آلبومشان تور برگزار میکند.The band is touring to promote their latest album.رواج دادن (Ravaaj Daadan) بار فرهنگی قویتری نسبت به تبلیغ صرف دارد.