تسلیم /tæsliːm/ Noun

English
submission
中文
屈服

Example

  • ارتش شکست‌خورده مجبور به [تسلیم] کامل شد.
  • The defeated army was forced into total submission.
  • تسلیم در اینجا بار نظامی و اجباری دارد.