توانایی /tævɒːnɒːˈjiː/ Noun
- English
- ability
- 中文
- 能力
Example
- او تواناییِ یادگیریِ زبانهای جدید را سریع دارد. (توانایی / قدرت / استعداد) — او توانایی یادگیری زبانهای جدید را سریع دارد.
- She has the ability to learn new languages quickly.
- استفاده از 'توانایی' در اینجا بسیار رایج و طبیعی است.