معامله /mo.ɒː.me.le/ Noun

English
trading
中文
交易

Example

  • قوانین جدیدِ **تجارت** یکشنبه‌ها، عادات خرده‌فروشی را دگرگون کرده است.
  • New laws on Sunday trading have changed retail habits.
  • در اینجا 'تجارت' به کل فرآیند اشاره دارد.